تبليغاتX
Z A R T O $ H T

Z A R T O $ H T

بنام اهورامزدا، خداوند جان و خرد

جشن نوروز، از ديروز تا امروز

درباره‌ی پيدايش نوروز و رسوم پيوسته به آن آراء و ديدگاه‌های گوناگونی وجود دارد. در اين ميان آگاهی از آداب و عقايد پيروان آيين زرتشت در رفع ابهام‌ها و دگرانديشی‌ها بسيار سودبخش خواهد بود. به همين منظور شورای نويسندگان مجله‌ی آفتاب از آقای کاميار نيک انجام درخواست کرد که از ديدگاه زرتشتيان پيشينه‌ی نوروز و آداب پيوسته به آن از قبيل سفره‌ی هفت‌سين و سيزده‌به‌در را بررسی کنند که ايشان بزرگوارانه به اين دعوت پاسخ گفتند. آن‌چه می‌خوانيم حاصل قلم ايشان است.

*****

در مورد پيدايش نوروز و تاريخ اوليه‌ی آن اطلاعات دقيقی در دسترس نيست و در اوستا نيز به مبنای پيدايش آن اشاره نشده و فقط اجرای مراسم نوروز مقدس بوده و توصيه شده است. در مورد پيدايش نوروز چندين روايت نقل شده است که ما فقط اين روايات را نقل قول می‌کنيم.

بعضی بر اين عقيده هستند که تغييرات آب و هوا و گردش فصول سال باعث پيدايش نوروز شده و بعضی آن را يک جشن ملی می‌دانند و بعضی آن‌را مذهبی پنداشته‌اند. روايت معروفی هست که روز اول فروردين را جمشيد شاه پيشدادی مبنای سال نو و جشن نوروز قرار داد و روايت ديگری هست که کيا خسرو (کيخسرو) پسر پرويز (يا به روايت شاه‌نامه فرزند کاووس) در اين روز به سلطنت رسيد. در اوستای باقی‌مانده از عهد ساسانی اشاره‌ای به تاريخچه‌ی پيدايش نوروز نشده است. بر اساس بعضی روايات، شاهان هخامنشی در قصرهايشان می‌نشستند و هدايای باارزشی را از نمايندگان استان‌های مختلف دريافت می‌کردند. در صبح نوروز شاه لباس مزّين و زيبا می‌پوشيد و شخصی مشهور به خوش‌قدم (کسی که قدمش مبارک است) به حضور شاه رفته و بعد موبد موبدان همراه با يک فنجان طلايی و حلقه و سکه، يک شمشير و يک تيرکمان، جوهر و يک پَرِ بزرگ (قلم آن روز برای نوشتن) و گُل به حضور شاه رفته دعای مخصوص می‌خواند. سران بزرگ دولتی پُشت سر موبد وارد می‌شدند و هدايا را به شاه تقديم می‌کردند. شاه هدايای باارزش را به خزانه می‌فرستاد و بقيه را بين مردم تقسيم می‌کرد.

٢٥ روز قبل از نوروز ١٢ ستون گِلی در محوطه‌ی تالار ساخته می‌شد و ١٢ نوع گياه در بالای ستون‌ها کاشته می‌شد. گياهان مختلفی که می‌کاشتند عبارت بودند از: گندم، جو، عدس، برنج و ... در روز ٦ فروردين گياهان تازه روييده را چيده، روی کف تالار پهن می‌کردند و تا ١٦ فروردين جمع نمی‌کردند. در زمان ساسانيان نوروز ٢١ روز بوده و روز نوزدهم جشن نوروز بزرگ بوده است.

امروزه ٦ فروردين را زرتشتيان به نام نوروز بزرگ می‌شناسند و به مناسبت تولد زرتشت جشن می‌گيرند. درست کردن آتش يک رسم عمومی ديگر بوده که در شب نوروز انجام می‌شده است. آتش به عنوان تميزکننده و خالص‌کننده‌ی هوا و قبله‌گاه زرتشتيان همواره مورد احترام است و هر جا که نور است قبله‌گاه زرتشتيان است. در روز اول فروردين زرتشتيان به روی هم آب می‌پاشيدند و به يک‌ديگر نقل و شيرينی می‌دادند.

در ايران باستان، تاج‌گذاری پادشاهان به عنوان شروع تقويم در نظر گرفته می‌شد و سال‌های بعد با توجه به آن مبداء نام‌گذاری می‌شده مثلا می‌گفتند ماه دوم از سال هفتم سلطنت داريوش. در زمان ساسانيان تقويم نسبت به زمان هخامنشيان تغيير می‌کند. در مورد چگونگی محاسبه‌ی تاريخ و تقويم پيش از هخامنشيان اطلاع زيادی در دسترس نيست. اما بعد از هخامنشيان ٢ تقويم بوجود آمد:

١. اولين تقويم در کتيبه‌های پرسپوليس يافته شد که شامل ١٢ ماه بود که ظاهراً در ماه پاييز شروع می‌شد و تقويم خورشيدی ناميده می‌شد که شامل سال‌های کبيسه است.

٢. تقويم دوم، تقويم اوستايی بود که مبنای تقويم فرهنگ ايرانی است. در ايران باستان ماه به ٣٠ روز تقسيم شده بود که هر روز ماه اسم خاصی داشت. در تقويم اوستايی سال از ٣٦٥ روز تشکيل می‌شود که از ١٢ ماه سی روزه تشکيل شده و ٥ روز باقيمانده به نام " پنجه" معروف‌اند. در ابتدا آن‌ها سال کبيسه را در نظر نمی‌گرفتند و هر سال نوروز تغيير می‌کرد و بعدها سال کبيسه را در نظر گرفتند.

بر اساس باور زرتشتيان، هر سال ماه فروردين همراه با ارواه فَروَشی که در آخرين ١٠ روز سال به دنيای مادی می‌آيند، باز می‌گردد. بنابراين زرتشتيان اين ١٠ روز آخر را به افتخار ارواح گذشتگان خود و شادی روح آن‌ها گرامی می‌دارند. سنت بعضی از زرتشتيان که قبل از نوروز است به قبرستان می‌روند می‌تواند بر همين باور استوار باشد.

تاريخچه‌ی هفت سين

در دوران ساسانی ظرف‌های زيبای چينی از چين وارد ايران شد و به همين دليل چينی نام گرفت. برای تفاوت گذاشتن بين ظرف‌های چينی و فلزی، آن‌هايی که ساخت فلز بودند سينی ناميده شدند و آن‌ها که از کايولين ساخته شده بودند چينی نام گرفتند. عدد هفت از هفت امشاسپند در دين زرتشتی (اورمزد، وهمن، ارديبهشت، شهريور، سپندامذ، خورداد و اَمُرداد) گرفته شده و به نام هفت امشاسپند، هفت سينی يا بشقاب چينی را از قند و شکر و شيرينی پر می‌کردند و بر سر سفره می‌گذاشتند.

زرتشتيان در سفره‌ی هفت سين آينه را در مقابل شمع روشن قرار می‌دهند تا روشنايی بيشتر شود که نشانه‌ی احترام به آتش است. تخم مرغ نمايانگر زاد و ولد و زايش است که هميشه در سر سفره وجود داشته است. سير به عنوان دارو و ماده‌ای برای گندزدايی و پاکيزگی، سکه به نماد سرمايه و ثروت، سنبل گُلی که عطرش نغمه‌ی آمدن بهار می‌دهد و سبزه به نماد تولدی دوباره و شروع زندگی هميشه بر سر سفره بوده و بعضی از زرتشتيان سه قاب سبزه به نماد انديشه‌ی‌ نيک، گفتار نيک و کردار نيک در سفره قرار می‌دهند. از ديگر چيزهايی که بر سر سفره‌‌ی ايرانيان بوده نان به نماد فراوانی، شير تازه به نشان غذای نوزادی که تازه متولد شده و شمعدان که شمع‌ها را به احترام آتش روشن می‌کردند می‌توان نام برد.

ماهی، سيب، سنجد و سمنو همگی سَمبل‌های باروری و زايش هسنتد که برای زرتشتيان بسيار مهم و مقدس بوده‌اند.

چهارشنبه‌سوری و سيزده‌به‌در

در زمان ساسانيان ١٠ روز آخر سال را جشن می‌گرفتند و باور داشتند فراوشی يا فروَهر حافظ فرشتگان، برای انسان‌ها و روح مردگان دوباره به زمين بر می‌گردند. در زمان ساسانيان اين ١٠ روز به ٢ دوره تقسيم می‌شد: پنجه‌ی کوچک و پنجه‌ی بزرگ که مربوط به ارواح بود و در اين ١٠ روز زرتشتيان خانه‌ها را تميز می‌کردند و در بام خانه‌ها آتش روشن می‌کردند که به ارواح خوش‌آمد بگويند و غذا برای ارواح کنار می‌گذاشتند که هنوز اين سنت در بين بعضی از زرتشتيان مرسوم است. آتش در تمام طول شب روشن نگه داشته می‌شد تا اطمينان حاصل شود که ارواح مردگان در تاريکی در امانند. اين همان است که جشن سوری خوانده می‌شود که هم اکنون در ايران فقط آخرين چهارشنبه سال را به انجام مراسم آتش‌بازی و روشن نگه داشتن آتش می‌پردازند در حالی‌که در زمان‌های قديم اين جشن در چهارشنبه انجام نمی‌شده است.

در روز سيزدهم از ماه فروردين سبزه را به آب انداخته آروزی بارندگی می‌کنند و برای کشاورزی و محصول بهتر طلب بارندگی و آب می‌کنند. اما عدد ١٣ در دين زرتشتی نحس نمی‌باشد و تمامی روزهای سال مقدس و قابل احترام‌اند. ١٣ فروردين روز تير از ماه فروردين می‌باشد و نه تنها روز تير در دين زرتشتی نحس نمی‌باشد، بلکه در روز تير از ماه تير زرتشتيان جشن گرفته و آرزوی بارندگی می‌کنند.در ادامه به نمونه‌ای از تقويم زرتشتی و نام‌های ٣٠ روز ماه و معنی آن‌ها توجه کنيد.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 12:42  توسط soheil  | 

اسفندگان روز زن و مادر

بی گمان اهورا مزدا مردان و زنانی را که از روی راستی کار                           

  می کنند، در برابر پرستش و خد متشان بهتر می شناسد                               

ما نیز چنین مردان و زنانی را می ستاییم ( از نیایشهای زرتشتی)
د                                

 

 

   زرتشتیان از دیر باز مردمانی بوده اند دوستدار، سپاسگزار ، و ستایشگر نیکی ها. نیکی ها مانند: انسانهای نیک خوی و نیک کردار ، طبیعت همه نیک و جانواران سودمند. جشن های ماهیانه، فصلی، و سالیانه از همین باور ها سر چشمه گرفته اند که همگی در پاس داشت و ستایش نام و یاد انسانهای نیک چه آنان که بوده اند و جه آنان که هستند و طبیعت و دگر گونی های گاه به گاه آن که هر کدام زیبایی و بخشش های ویژه خود را پیشکش به جامعه انسانی و دیگر جانداران میکند هست. جشنهایی همانند «جشن نوروز بزرگ» در ششم فروردین در گرامی داشت یاد و زاد روز اشو زرتشت.« جشن مهرگان» در گرامیداشت  یاد بزرگ مردانی چون کاوه آهنگر و فریدون فرخ و همچنین سپاس و ستایش خداوند برای براشت کاشت کشاورزان. «جشن سده» در گرامی داشت آتش. «جشن نوروز» در گرامی داشت دگرگونی دیگری از طبیعت و سال نو.

جشن دگر گون گشته واژه یسن در گاتها (سرود های اهورایی اشو زرتشت و یا کتاب مقدس زرتشتیان) است که به چم (معنی) ستودن و گرامی داشت است، و چون اشو زرتشت همواره خواستار شادی و شور و نشاط برای مردمان و اندوه و غصه را اهریمنی میداند، از این روی همه جشنها زرتشتی ها با شادی و پای کوبی برگزار میگردد.ا
یکی از جشنهای ماهیانه که اکنون تنها توسط زرتشتیان و به تازگی توسط شماری از ایرانیان آگاه غیر زرتشتی بر پا میگردد جشن اسفندگان در روز اسفند و ماه اسفند است. اسفند نیز دگر گون گشته واژه سپنتا آرمٌیتی در گاتها به چم آرامش درونی و مهر و مهبت و یکی از بنیادهای(اوصول) زندگانی در آموزشهای اشو زرتشت است که هر انسانی باید به آن دست یابد و بر اساس آن در زندگانی کردار کند. نیاکان زرتشتی ما یکی از ماهای سال و یکی از روزهای ماه را سپنتا آرمٌیتی (اسفند) نامیدند و از آنجایی که سپنتا آرمٌیتی واژه ای است ماده(معنث)  این روز را به عنوان روز زن و مادر برگزیدند و در این روز همه کار و پیشه ها را بسته و به احترام و افتخار زن و مادر به جشن و پای کوبی پرداختند. در این روز مردان هدیه هایی به زنان و مادران داده و از آنان سپاس گزاری می کرده و نقش و جایگاه والای آنان را در زندگانی خانوادگی و اجتمای ستایش می کردند. ابو ریحان بیرونی در اثار «الباقیه» با بر شمردن ویژه گیهای این جشن مینویسد، " در روز سپندارمز (اسفند) و ماه سپندارمز به سبب یکی شدن نام روز و ماه عید زنان بوده است و در این روز مردان به زنان هدیه می داد اند و هنوز این رسم در اصفهان و ری و پیله مانده است"  
ا

باری، زن و مادر در دین و فرهنگ زرتشتی از حقوقی برابر با مردان برخوردار و به سبب مهربانی و تاثیر گذاری زیادشان در خانواده و جامعه از احترام ویژ ه ای برخودار هستند. و لی نه زن و نه مرد، هیچ یک به سبب ویژگیهای فیزیکی و روانی بر دیگر ی نه برتری و نه ضعف دارند . همانگونه که اشو زرتشت گوید، " زن و مرد تنها در راستی میتوانند بر یکدیگر برتری جویند"  ( گاتها، سرود 17، بند 5

ما نیز همۀ زنان و مادران نیک اندیش، نیک گفتار، و نیک کردار را می ستاییم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 15:42  توسط soheil  | 

خدای بزرگ است اهورامزدا ...

خدای بزرگ دانا٬ پروردگار هستی بخش٬‌ اهورامزدا را بايد با ديدی عاشقانه و عارفانه نگريست نه با نگاهی تنگ نظرانه ی انديشه هايی که معتقدند خدا تمام کائنات و زمين و خورشيد و تعدادی ستاره را در شش هزار سال پيش آفريده بلکه او گرداننده نظامی اشايی سرسام آوری است که ميلياردها کهکشان را با ميلياردها خورشيد آنها از ميلياردها سال پيش در گردش دارد. اين خدا نه آن خدايی است که جايی در آسمان بر تخت خود بر دوش چند مَلِک مقرب نشسته باشد و آن خدايی که آدميان زمين را به شکل شخص خود ساخته و پرداخته باشد و نه آن خدايی است که هر چند يک بار از کار خود پشيمان می شود يا گفته ی خود را پس می گيرد برای آنکه گفته ی بهتری را در جای آن بگذارد!!
پروردگار اهورامزدا نه قومی برگزيده دارد و نه با زبان های خاص برای کسانی وحی می فرستد و نه گروهی از آفريدگان خويش را مامور کشتار گروهی ديگر می کند و نه خودش شبانه چند هزار نفر از بندگانش (فرزندان مصريان) را  از میان می برد و نه بابت خطايی که خودش برای اين بندگان خواسته است آنها را به آتش و مار و عقرب جهانی ديگر روانه می کند. او کوهی به نام کائنات را برای ذره ای به نام زمين ما نيافريده بلکه او جوهر راستی و سرمنشاء حقيقت و نيکی است. او مبداء نور و آغاز و پايان اين نظام هدفمند اشايی است. او برتر و پاک تر از آن است که ما وی را درگير مسائل فرومايه زندگی چند انسان گمراه بکنيم. او اهوراست و حقيقت راستی.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 16:27  توسط soheil  | 

مفهوم سرنوشت در جهان بيني زرتشتي


مفهوم سرنوشت در جهان بيني زرتشتي

در جهان بيني زرتشتي ( كليات جهان بيني ، يعني اينكه ديدگاه انسان نسبت به چگونگي آفرينش ، چگونگي گردش روزگار ،‌شناخت انسان و رابطه انسانها (زن و مرد و نژاد) ، رابطه انسان با طبيعت و خالق خود و برعكس و ... مشخص شود) انسان داراي ”‌ من“ است و خداوند بزرگ دانا به همه انسانها اين توانايي را داده است كه مي‌تواند خود را درك كند و بشناسد و بداند كه هست و ... ،  و مي تواند ” من“ خويش را تحت كنترل خود قراردهد و تغيير و پرورش دهد . به اين قدرت بزرگ ” قوه درك “‌ گفته مي‌شود تا بتواند دنيا را تجزيه و تحليل كند و به قوانين اشا (هنجار هستي) پي‌ببرد و قدرت اراده و اختيار بخشيده كه بتواند غرايز خود را كنترل نمايد و هر راهي كه دوست دارد برگزيند . انسان چه مرد و چه زن آزادي كامل دارد كه با خرد خويش همه چيز را مورد شناخت و سنجش قراردهد و هر چه را دوست دارد ، جه نيك و چه بد آزادانه انتخاب كند

حال اگر سرنوشت انسان را به معني وضعيت آينده او در نظر بگيريم (در لغتنامه دهخدا ، سرنوشت انسان به معناي حكم ازل و قضاي ازل يعني آنچه در روز ازل تقدير شده باشد ، آمده است) برخلاف مفهوم رايج آن كه مي‌گويد انسان بر سرنوشت خود هيچگونه تسلطي نداشته و مشيت خداوند است كه سرنوشت انسان را مي‌سازد  ، در جهان‌بيني زرتشتي هر كس سرنوشت خود را با انديشه و گفتار و كردار خود مي‌سازد و سازنده سرنوشت انسان  ، خود انسان است

رفتار انسان اختياري است ،‌ولي بازتاب آن جبري و گريز‌ناپذير است . اين قانون ، جزيي از نظام خلل‌ناپذير حاكم بر هستي است كه سرانجام ” گندم از گندم برويد ، جو ز جو “‌

 

يسناي 31 بند 20 از سرودهاي شت زرتشت مي‌فرمايد :

” كسي كه به راستي گرايد به روشنايي و شادماني خواهد رسيد ، و كسي كه به دروغ گرايد تا ديرگاه زندگي را در تيرگي و كوردلي و آه و افسوس بسرخواهد برد . براستي او را وجدانش و كردارش به چنين سرانجامي مي‌كشاند .“

 

بر پايه قانون اشا ،‌ رفتار انسان در همين جهان به خودش بازمي گردد و سرنوشتش را رقم خواهد زد . پس بهتر است كه با انديشه و گفتار وكردار نيك بهتربن زندگي را براي خود فراهم آوريم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 0:26  توسط soheil  | 

رستاخيز در گات ها در زمان ساسانيان چه گونه تعريف ميشود؟

  

*بیاری اهورامزدا*

 

 

برداشتي كه از واژه رستاخيز در پيام زرتشت مي شود زماني است كه تمام روان ها كه زماني در جهان مادي به سر برده اند از پس گذراندن زماني متفاوت و شايد در شرايطي گوناگون به فروغ و روشنايي خواهند پيوست در زمان ساساني برخي از باورها در بينش پيامبر دستخوش آميخته شدن با فرهنگ هاي آن زمان قرار گرفت و به شكلي ديگر به ثبت رسيد كه اندكي نيز با پيام اشوزرتشت هماهنگي ندارند هم اكنون نيز واژه رستاخيز به همان شكلي كه در پيام اشوزرتشت آمده بررسي مي شود و در باور پيروان راستين اشوزرتشت جاري است .

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 10:34  توسط soheil  | 

آيا دين زرتشت درباره ي تناسخ صحبتي مي كند ؟

در هات 49 بند 11 ازا گاتها  شوزرتشت می فرماید : روان بد اندیش - بد گفتار- بدکردار برخواهد گشت . ولى به چگونگی آن اشاره یی نشده است بیگمان تناسخ و برگشت روح به کالبدهای غیر انسانی مورد نظر پیامبر ایران نبوده است
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 10:30  توسط soheil 

چگونگي اسلام پزيري ايرانيان

 

چندی پیش در شبکه 2 برنامه ای کارتون مانند برای کودکان با نام «چگونگی اسلام پذیری» ایرانیان به نمایش در امد که برای من بسیار عجیب بود و مرا وادار به نگارش این متن کرد. برای نمونه چندتایی از این شگفتی ها را بیان می کنم.

  1. در این برنامه نشان داده شد که مردم ایران به راحتی دین اسلام را پذیرفته و تازیان هم هیچگونه آسیبی به انها نرساندند.

  2. بدبختی مردم ایران را برگرفته از دین انزمانشان(دین زرتشتی) نشان می داد و می گفت که با حمله تازیان مردم دین خود را رها کرده تا از این بدبختی ها رهایی یابند.

  3. دلیل شکست ایرانیان را شجاعت و بی باکی تازیان و سستی ایرانیان نشان میداد.

  4. و سرانجام شاهکار و بزرگترین شگفتی ان که به نظر من می توان از ان به عنوان بزرگترین شگفتی دنیا نام برد این بود که در پایان برنامه نوشتند برگرفته از کتاب شاهنامه فردوسی(به خدا این وبلاگ برای طنز و لطیفه گویی نیست.)

حال نوبت پاسخ گویی به این مطالب رسیده در ابتدا پرسش من از شما این است که با حمله مردم یک کشور به کشور دیگر مردم کشور مورد هجوم قرار گرفته دین خود را عوض می کنند؟برای نمونه مردم کشور های افریقایی مسلمانند و پس از حمله استعمارگران(انگلیس و فرانسه) به کشورشان باز هم مسلمان ماندند.

اما چگونگی پذیرش دین اسلام. ابو لؤلؤ فیروز که یکی از موبدان ساسانی و پس از هجوم تازیان به ایران رابط بین ایرانیان و تازیان بود در کتاب خود نوشته است که عُمَر دستور داد تا تمام کتابهای اوستا و گاتاها و کتابخانه های ایرانیان را اتش بزنند تا مردم فقط قران بخوانند همچنین در جایی دیگر گفته که زنان و بچه های ایرانی را پس از ازار و اذیت در دشتی جمع می کرده و گردن می زده بطوریکه در یکی از روزها فقط 99000 زن و کودک را گردن زده است. حال شما اگر جای اجداد ایرانی خود بودید چه می کردید؟

پرسش دیگر من اینست که ایا فردوسی، خداوندگار زبان پارسی کسی که در سروده های خود از عرب اینگونه میگوید:

ز شير شتر خوردن و سوسمار                عرب را بجايی رسيده است کار

که   تاج    کيانی    کند   آرزو                  تفو بر  تو  ای  چرخ  گردون  تفو

پس از ان به حمایت و پدافند از عرب می پردازد؟

اما در مورد دلایل شکست ایرانیان از تازیان نوشته زیر برگرفته از نوشته های ارجمند استاد پورداوود که در یکی از ویژه نامه های روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده است.

اینست انگیزه های شومی که ایران را بشکست و مهاجمین تازی را به سر و سامان رسانید:

  1. ناخشنودی سپاهیان و بزرگان.

  2. کشتار هرمزد،که بزرگان و سرداران و مردمانی را که طرف توجه پدرش انوشیروان بودند را کشت.

  3. سرکشی بهرام چوبین در پایان پادشاهی هرمزد و جنگ خانمان برانداز او با خسرو پرویز.

  4. پیکار دامنه دار با رومیان و تباهی هر دو کشور.

  5. نیرومندی، خدپسندی، خودخواهی، و سرکشی سرداران و خواب و خیال انها بر پادشاهی و تأسیس سلسله به نام خود.

  6. رشک، کین و دورویی بین سپهبدان، سرداران و بزرگان.

  7. نا ارامی و اشوب بین کارگران و کشاورزان بواسطه اموزشهای مزدک و پیروی انها از هر سرکشی برای رسیدن به ازادی.

  8. کشتار دستجمعی شاهزادگان، سرداران و بزرگان بوسیله شیرویه.

  9. طغیان دو رود دجله و فرات با هم.

  10. بروز بیماری وبا و طاعون.

  11. پادشاهی 11 نفر زن و مرد و کودک در مدت چهار یا پنج سال.

  12. انتقام خاندان ال منذر بوسیله قبیله بنی لخم بواسطه کشته شدن نعمان بفرمان خسرو پرویز.

  13. پروانه اقامت قبیله ربیعه(که مردمی متحد با تازیان بودند) در عراق بوسیله انوشیروان.

  14. بدتر از همه جانفشانی مهاجمین برای رسیدن به ایران و زنهای زیباروی ان و بهشت موعود پر از انواع میوه جات و گوشتها و زر و سیم و مروارید و مرجان و حور و غلمان بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 10:27  توسط soheil 

من كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ،...

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 10:4  توسط soheil  | 

مذهب در دوران ساسانيان(قسمت اول)

«با آغاز قرن سوم ميلادي شورش و اختلال ، كه نشانگر ناتواني و ضعف دولت اشكانيان بود، بر ايالت پارس حكم فرما شد ، و در حدود سال 196 ميلادي بلاش چهارم توانست شورش خطرناكي را در فارس فرونشاند، اما قدرت اشكانيان بشدت كاهش يافته بود و ايرانيان همواره به فكر تجديد عظمت و شكوه دوران پادشاهي هخامنشيان بودند و در پي حكومتي بودند كه بتواند آن دوران درخشان را زنده سازد.

و اين حكومت ملي سرانجام به دست مقتدر شاهان ساساني بوجود آمد، بايد دانست كه اشكانيان داراي يك حكومت ملوك الطوايفي بودند، اما ساسانيان بر خلاف دودمان مزبور خواهان وحدت و قدرت سراسري ايران ، كه بتواند بر تمام نقاط كشور نظارت داشته باشد ، و در اين امر تا بدانجا پيش رفتند كه دنياي آن روز بين دو ابرقدرت ايران و روم تقسيم شده بود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 10:1  توسط soheil  | 

چگونه زرتشتی شویم ؟

نگویی که آتش پرستان بدند       پرستنده پاک یزدان بُدند 
                                                    

آیین بهی بر 10 چیز استوار است:
1- هستی و یکتایی اهورامزدا
2- رسالت و پیامبری اشو زرتشت
3- پیروی از اشا، یعنی راستی و پاکی تنها راه رستگاری ادمیان است
4- پیروی از عقل و خرد و بینش در طی زندگی
5- خویشتن داری یا تسلط بر نفس و پیکار با بدی
6- فروتنی و مهر ورزی و عشق پاک به همه افرینشها
7- رسیدن به کمال مادی و معنوی در اثر سعی و کوشش در این جهان
8- جاودانی روان وبقائ هستی پس از مرگ
9- پاداش کارهای نیک و پادافراه کردار زشت، بهشت و دوزخ
10- رستاخیز (فرشوکرت)

اینها اساس و بنیان ایین بهی است و هر فرد مزدیسنا میبایست برای درک ژرف از دین به رسایی کامل از این اموزهها برسد.
پیروی از سه اموزه جاویدان اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک که بوسیله پیامبر اهورایی ایران زمین بنیان نهاده شده سر لوحه زندگی همه بهدینان است.

این را از یاد نبریم که در سالیان اخیر یک جنبش عزیم برای بازگشت به اصل خویش آغاز شده است که سیاسی نیست ولی از هر راه سیاسی دیگری پاکتر  و تاثیر گذارتر است .
شما نیز به این جنبش به پیوندید و پیش از آن از این آموزه ها استفاده کنید .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 23:27  توسط soheil  |